این وب سایت دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته می باشد و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بازدیدکننده باید بالای 18 سال باشند

مرداد ماه بود هوا گرم و آفتاب داغ

این مورد را ارزیابی کنید
(9 رای‌ها)

 

مرداد ماه بود هوا گرم و آفتاب داغ، خسته از كار روزانه و به سمت منزل در حركت بودم، سوار تاكسی كه شدم ديدم راننده داره پيپ می كشه خوب ما خانوم ها اكثرا كارای بدون اجازه رو گارد داريم يعنی تا اومدم طرف رو منع كنم بوش تحريكم كرد و ديدم چه خوبه  خلاصه ديدم راننده با اون سيبيلاش كبريت ميزد من مونده بودم اين همه كار رو باهم چطور انجام ميده يه چيزی هم هیي فشار ميداد داخل پيپ چايی هم به راه بود اينقدر نگاه كردم راننده گفت آبجی اگر ناراحتت می كنه خاموش كنم، گفتم نه خواهش آقا كنجكاو بودم برگشت عقب يه كبريت داد مشكی كوچك روش نوشته بود انجمن پيپ پاسارگادتاباک گفتم ماله منه گفت بله همين پيپ ميپ واسه آقاتون خواستی همين جاست، پياده شدم و تلگرام زدم من كه اصلا شوهر ندارم.
سرتون رو درد نيارم مدتی هست به لطف اين انجمن سيگار نمی كشم
پيپ می كشم توی تنهايی خودم
آروم...
خاطره من از انجمن پيپ
مرداد ١٣٩٥

 

خواندن 2532 دفعه